۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه

توان تکنولوژیک رژیم اسلامی از وهم تا وهم

مدعیات تکنولوژیکی یکی از عمده ترین دستمایه های رژیم اسلامی است تا در بوق و کرنا جار بزند به فناوری هایی دست پیدا کرده که تا چندین مدت پیش تنها در انحصار کشورهای تراز اول جهان بوده است. میان آنچه که جمهوری اسلامی در مدت این دو دهه و خصوصن چهار پنج سال اخیر مدعی اختراع و دستیابی به آن می باشد با آنچه که به واقع در اختیار دارد فاصله بسیاری است.

فناوری هایی که حکومت الله مدعی دست یازیدن به آنهاست در حوزه های نظامی، رسانه یی، پزشکی، پژوهشی و... جای می گیرند که البته امروز اکثریت قریب به مجموع هم میهنان مطلع می باشند که اصیل بودن و حتا موجودیت آنها در ایران بیشتر به یک قصه فریبنده و افسانه یی تحقق نایافتنی شبیه است تا واقعیت.

نخستین تخیلی که بدل به ابزاری مهلک گردیده و جمهوری اسلامی امروز از آن به عنوان حربه یی خطرناک برای تهدید جهانیان استفاده می کند انرژی هسته یی است. فناوری یی که سال های سال پیش بر حسب اتفاق به دست دولت پاکستان افتاده و این کشور به عنوان یکی از کشورهایی که از دولتی اسلامی، متحجر و بسته نگر برخوردار می باشد به خطری نگران کننده برای جهان تبدیل شد. کشور ما ایران البته از سال 1353 خورشیدی نخستین پایگاه هسته یی خود را تاسیس نمود. در آن زمان دولت های جهان با ادامه فعالیت های این پایگاه موافق بودند که موجب ارتقای هرچه بیشتر آن گردید تا جایی که می رفت تا نیروگاه برق هسته یی را تا ظرفیت بیست و سه هزار مگاوات راه اندازی کند. پس از شورش متخاصمین و وقوع انقلاب، فعالیت این نیروگاه متوقف گردید.

ارتباط تنگاتنگی که طی سالیان پس از انقلاب میان دولت اسلامی ایران و پاکستان برقرار بود، موجب شد تا در میانه دهه هفتاد خورشیدی، حکومت اسلامی ناگهان مدعی شود که تلاش هسته یی خود را بار دیگر از سر گرفته است. شوربختانه شواهد نمایانگر مطلب دیگری بودند. قرص های سوخت، اورانیوم غنی شده و امکانات هسته یی نیروگاه اتمی پاکستان در اختیار رژیم اسلامی قرار گرفته و در واقع دولت اسلامی پاکستان به صورت غیرمجاز و خلاف قوانین بین المللی جمهوری ولی فقیه را به امکانات هسته یی مجهز نمود. البته طنز تلخ مطلب اینجاست که حکومت ولایی مدعی است ملزومات پایه یی این انرژی، به صورت بومی و خودجوش و در داخل ایران ساخته و فراهم شده است! نیازی به تکرار این موضوع نیست که جمهوری اسلامی همچنان در حال دست و پا زدن در مجامع جهانی برای حل مشکلات عدیده هسته یی خود می باشد.

داروی جدید درمان بیماری اچ آی وی ماجرای دیگری است که جمهوری اسلامی مدعی ابداع و اختراع آن است. داروی مورد نظر که طبق گفته وزیر بهداشت و درمان اسبق حکومت خامنه یی، منشا گیاهی نیز دارد به نام آیمود شهرت دارد. البته سال های سال پیش از این، علم نوین پزشکی داروهایی کنترل کننده به جهان پزشکی عرضه داشته بود. این دارو ها به خاطر کیفیت و کاربرد خاص شان در داخل ایران و سایر ممالک جهان سومی پر هزینه و گرانبها بوده و مبتلایان ناگزیر اند تا مبلغ هنگفتی برای خریدن آنها بپردازند. آن دارو ها که به صورت بازدارنده های سه گانه ارایه شده در بین عموم به نام ثلاثی معروف هستند. آیمود که در سه سال اخیر توسط ارگان های پزشکی رژیم وقت رونمایی شد نه تنها ارزان و در دسترس بیماران اچ آی وی ایرانی نیست که با کمال تاسف طی این مدت قربانیانی نیز گرفته است. تحقیقات اخیر نشان می دهد که این دارو به هیچ وجه از قدرت بازدارندگی داروهای پیشین برخوردار نیست. کارشناسان می گویند که آیمود نمی تواند سیستم دفاعی بیماران ایدزی را به طور موقت یا دایم بهبود بخشد و اثرات درمانی آن بسیار مقطعی و ناچیز است. ضمن اینکه بر سر منشا گیاهی آیمود نیز تردیدهای فراوانی وجود دارد.

سلول های بنیادی( یاخته های ریشه یی) ادعای دیگری است که رژیم اسلامی به عنوان یکی از اختراعات بومی در حیطه پزشکی از آن نام می برد. یاخته های ریشه یی که یکی از روش های پرهزینه و پیچیده برای درمان بیماران تالاسمی و یا بیماری های عروقی پیشرفته می باشد، سال های مدیدی است که در کشورهای جهان اول در اختیار بیماران قرار دارد. اکنون در ایران بیماران نیازمند پیوندهای سلولی می بایست رقم سنگینی بیش از صد میلیون تومان(بدون هیچ گونه حمایت دولتی یا پوشش بیمه یی) برای درمان احتمالی و البته موقت بیماری شان بپردازند و اینجا پرسشی عمیق مطرح می شود که اگر فناوری سلول های بنیادی به صورت بومی در کشور اختراع شده پس چرا باید چنین هزینه گزافی دربر داشته باشد؟ آیا فلسفه عرضه داخلی امکانات پزشکی، صرفن ارزان و قابل استفاده بودن آن برای اقشار کم درآمد جامعه نیست؟

پیشرفت های علمی جمهوری اسلامی که بیشتر به یک سراب و یا به قولی آواز دهل شبیه است به همین چند مطلب پایان نگرفته و ظاهرن تا مرز ماهواره، نانو تکنولوژی، موشک های دوربرد و بسیاری از مدعیات پوچ، رنگین و دروغین دیگر نیز فراتر رفته است. مشکل اینجا نیست که چرا حکومت ولایی به دروغ ادعا می کند که ماهواره امید را به فضا فرستاده و همان ماهواره دقایقی بعد منفجر می شود. بحث ما در این نیست که چرا رژیم رزمایشی برگزار کرده و برای فریب دادن عوام داخل کشور، به وسیله نرم افزارهای کامپیوتری موشک های مجازی را به پرواز درآورده و سبب خنده و تمسخر جهانیان می شود. بحث حتا اینجا هم نیست که چرا هزینه تهیه یک تخت آی سی یو در ایران بالاتر از دویست میلیون تومان بوده و بسیاری از شهرهای کوچک حتا یک تخت آی سی یو ندارند اما حکومت مدعی دستیابی به فناوری لیزری، نانو، سلول های بنیادی و درمان ایدز می باشد.

موارد نامبرده جملگی تخیلات احمق فریب نظام اسلامی هستند که هیچ کدام شان در جهان واقع، رنگ و بوی واضح، بارز و مشخصی ندارند. واقعیت ایران فقر دست و پاگیر اقشار مختلف جامعه، فرار نخبگان، خودکشی، فحشا، اعتیاد، جنایت، دزدی و بخت برگشتگی است. مشکل اصلی اینجاست که کشوری با چند میلیون بیکار، معتاد، گرسنه، دختر و پسر فراری وووو باید ابتدا به بهبود این وضعیت وخیم بپردازد.

گام نخست درمان وضعیت مصیبت بار اقتصادی و مرهم نهادن بر زخم های عفونت زده جامعه است. حل مشکل بیکاری، از رواج فحشا و متعاقبن گسترش ایدز جلوگیری خواهد کرد وگرنه داروی ایدز که سال هاست توسط جوامع غربی به جهانیان عرضه شده است. کشورهایی اقدام به پرتاب ماهواره می کنند که مشکلات اولیه اقتصادی و اجتماعی ملت خود را حل نموده باشند. این بلندپروازی ها مختص ممالک جهان سومی نیست. امروزه خرد و کلان می دانند که روسیه و پاکستان دست و بازوی رژیم اسلامی را گرفتند تا این حکومت گرگ صفت به فناوری هسته یی تجهیز شود. آیا این معلق زنی ها هدفی جز قدرت نمایی کودکانه حکومت الله دارند؟ حقه بازی های سلطه جویانه رژیم رهاوردی به غیر از فلاکت هرچه بیشتر مردم ایران و بی آبرویی ایران در سطح جهانی در پی نخواهد داشت.

____________

نگاشته شده در تاریخ چهارم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و نه شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

پیام نوروزی اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی در آستانه تحویل سال


بهار می آید و گل های تازه سر از خاک برمی دمند. سالی دوباره از راه می آید اما بهار واقعی میهن ما هنوز از راه نرسیده است.

بهار با همه ی لطف و مسرتش، پیش چشم مان رنگی ندارد هنگامی که می بینیم در و دیوار کاشانه مان را تار عنکبوت محنت فرا گرفته است. چه گونه می توان این عید را به شادی نشست، زمانی که گل پرطراوت، سرو رعنا و معبود محبوب مان در غربت حضور دارند و این سی و یکمین بهاری است که در موطنی بیگانه، تحویل شدن سال را نظاره می فرمایند. هیهات که این بهاران طعم و بوی واقعی بهار را با خود ندارند و تا روزی که ایران دوباره ایران نشود، نمی توانیم از ژرفنای دل بر این موسم تازه شکفته لبخند بزنیم.

چیزی نمانده به آغاز بهاری دیگر، وارث کیان ایران، شاهنشاه خوبان، ذات اقدس کبریایی اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی چونان همیشه اراده فرموده اند تا پیام شاهانه را به مناسبت فرا رسیدن نوروز باستانی، به هم میهنان ابلاغ کنند.

پیام ملوکانه ی آن حضرت هماره روح ناب حقیقت و معنای راستین ایران را در خود خلاصه دارد. پیام اعلاحضرت رضا شاه دوم نویدی ست به آزادی زودهنگامی که باید به آن باور داشته باشیم.

امسال ملت ایران در شرایطی کاملن متفاوت از سالیان گذشته قرار دارد. اکنون چشم جهانیان به دلیری و از جان گذشتگی ایرانیان خیره مانده و این واقعیتی است که ذات مبارک شاهانه در متن پیام شان بر آن تاکید اکید داشته و در جای جای این پیام پربرکت، شجاعت مردم را تحسین فرموده اند.

امید که در سایه هماره برقرار آن وجود شاهانه، ایران عزیز ما به سمت و سوی آزادی نزدیک شود. با این آرزو که سال آینده سال پیروزی ملت و مرگ اهریمنان باشد، متن کامل پیام معظم له را با هم می خوانیم:

جمعه 28 اسفند 1388

هم میهنانم، آزاد زنان و آزاد مردان ایرانزمین:

فرارسیدن کُهن یادگار ایران باستان، عید فرخندۀ نوروز، و آغاز بهار زندگی و پویایی طبیعت را به شما شادباش می گویم. یقین دارم که جشن های سرورآفرین نوروزی و آئین های فرح بخش باستانی را با دل های لبریز از امید برگزار خواهید کرد. آرزو دارم بتوانید آن چنان که باید به استقبال این بزرگ ترین نماد ایران جاویدان رَوید و عهد خویش را برای پاسداری از میراث های ارزنده ای که از نیاکانمان برجای مانده است تجدید کنید.

امسال عید نوروز را باید بیشتر از همیشه بزرگداشت، چه جهانیان نیز بزرگش داشته اند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای به اتفاق آراء عید نوروز باستانی را، به عنوان عید دوستی و صلح میان همۀ انسان ها و نماد زیبایی و نوزایی طبیعت، روزی متعلق به جهان شناخت.

واقعیت آن است که امروز جهانیان نه تنها عید ملی ما بلکه مردم آزادی خواه و مسالمت جوی ایران را، یعنی شما هم میهنان مبارزم را، بزرگ می دارند و تلاش پیگیرتان برای دستیابی به زندگی در آزادی و امنیت و در آشتی و صلح با همۀ مردم جهان را تحسین می کنند.

هم میهنان عزیزم:

سالی که گذشت شاهد تجلی تازه و حیرت انگیزی از عشق دیرینۀ شما به آزادی و ارادۀ استوارتان به ادامۀ پیکار تا پیروزی نهایی بود. در سراسر پهنۀ سرزمین کُهن سال وطن، از مرد و زن، پیر و جوان، همبسته و متحد به دفاع از آزادی ها و حقوقتان برخاستید و چشم مردم جهان را به اراده و دلاوری خویش و عظمت پیکار مسالمت جویانه تان خیره کردید و فصل تازه و بی نظیری در تاریخ جنبش آزادی خواهانۀ خود گشودید. از همین روست که یقین دارم نوروز امسال طلیعۀ روزگاری نو برای همۀ شما خواهد بود؛ روزگاری که در آن ایرانی آزاد قد برافرازد و در جهان به اعتبارو احترامی رسد که شایستۀ آن است.

به امید فرارسیدن آن روزگار، نوروز و سال نو بر همۀ شما عزیزانم پیروز و خجسته باد.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی


پیوند به تارنمای شکوهمند پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی

_____________

نگاشته شده در تاریخ بیست و نهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

به فرمان رضا شاه دوم بهاری دوباره از راه می رسد

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست؟

فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

ز میوه های بهشتی به ذوق دریابد

هر آنکه سیب زنخدان شاهدی بگزید


نوروز در راه است. بهار تا چند روز دیگر نرم نرمک قدم به خانه ها گذاشته و عطر خوشش را مهمان دل های مان می سازد.

سالی که گذشت یکی از پرالتهاب، غمناک و در عین حال امیدبخش ترین سال های اخیر بود. سالی که گرچه غم و اندوه به خاک و خون کشیده شدن خواهران و برادران مان ما را در سوگ نشانید اما بشارتی روشن و ملموس به پرتو افشانی شگرف آزادی، دل های مان را با بهار هم آوا کرد و آگاه مان ساخت که زمستان ماندنی نیست.

امسال رخدادهای تلخی بر ما گذشتند. سالی که خون بسیاری از هم وطنان مان آسفالت خیابان ها را رنگین ساخت. سالی که مادران و پدران داغدیده برای همیشه چشم شان به در خیره ماند. امسال سالی بود که بسیاری از خوب ترین فرزندان ایران را از ما گرفت و اکنون نیز چه بسیاری از یاران ایران مان در بند اند و در انتظار تحقق حکمی نامنصفانه و در فضایی نامعلوم.

در پای هفت سین مان قطعن یکایک آنان را به یاد خواهیم داشت. یاد آنان که رفتند تا ایران روی آزادی را ببیند، یاد آنها که در پشت میله ها اسیر اند اما دل های سرخ شان زیر آسمان آبی میهن و در کنار ماهی های کوچک تُنگ سفره های هفت سین می تپد. خاطره همه کسانی که چشم به راه برآمدن خورشید آزادی بودند و اکنون دیگر در کنار ما نیستند. همه ی عزیزانی که گل زندگی شان به دست های پلید اهریمن خانگی چیده شد و امروز تک تک مان وامدار و میراث دار خون شان هستیم...

هدف و آرمان ما در سالی که خواهد آمد، رهایی ایران از چنگال دشمن و مهمان کردن دوباره آزادی به خانه مان ایران است. آنچه که ما امسال در پیش رو خواهیم داشت، هدفی بس بزرگ و ارزنده است که همین بزرگ و ارزنده بودن آن نشانه میزان دشواری و سختی اش می باشد. ما راه صعبی پیش رو داریم و تنها ایمان، انگیزه و باور ماست که از سختی و سنگینی آن می کاهد و درخشش سپیده پیروزی، ما را مصمم تر می سازد که از سنگ لاخ این شب درنده و گرگ خیز عبور کنیم تا به آفتاب بپیوندیم.

اکنون که به فرمان ملوکانه ذات اقدس شهریاری و اذن چشمان اهورایی یگانه منجی ایران اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی، سال دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی می خواهد تحویل گردد، با کسب اجازه از آن وجود مبارک، مایلیم به استقبال بهاری نو برویم. به پیشباز سالی دیگر و حالی دیگر...

نگارا!

ما به انتظار سر زدن آفتابی تازه از مشرق چشمان توییم. نگذار در آرزوی چشیدن جرعه گوارایی از جام لبانت جان دهیم. نپسند بر ما که با این حسرت تلخ، سر کنیم.

ای بهتر از بهار، اکنون که درختان بزم شکوفه باران شان را به رقص می آیند تو عطر مست کننده تن ات را از ما دریغ مدار. درین باران یکریز، لبالب از بغض و اشک ایم. چتر رحمتت را خداوندانه بر ما بگستران که جز به مهر شاهانه ات شب دلگیرمان راهی به صبح نخواهد برد.

باشد تا سال آینده در سایه رهنمودها و فرمایشات شاهنشاه خوبان، بتوانیم قیامی در خور و شایسته بیافرینیم و ایران را از لوث وجود قداره بندان عمامه به سر پاک نماییم.

سزاوار کهن بوم و بر ما هرگز این نیست که مشتی رجاله بر آن حکمرانی کنند. مایی که میهن مان خاستگاه نام آوران دیرینه یی چون کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، سیاوش و رستم فرخزاد بوده است.

زیبنده ملک آریایی ما فقط بازگشت فره ایزدی و بر اورنگ جلوس کردن فریدونی گران جایگاه چونان رضا شاه دوم است. برازنده میهن محبوب ما ایران، دلبری از تبار پهلوی ست، نگاری از نسل عشق نه یک مشت تر دامان حرامی و بیگانه صفت...

با این امید که بتوانیم در سال نوینی که پشت درب خانه ایستاده است، با پاس داشتن خون پاک شهیدان آزادی، راه آن یاران سفر کرده را تا رسیدن به قله های رهایی ادامه دهیم و ایران را سر تا پا به گل های نوشکفته فرش کنیم تا مقدم مبارک شاهنشاه دوران رضا را گرامی بداریم.

به انتظار آن روز، ما تا واپسین نفس مان ایستاده ایم.

پیشاپیش فرا رسیدن سال دو هزار و پانصد و شصت و نه شاهنشاهی خجسته و ایدون باد.

____________

نگاشته شده در تاریخ بیست و هفتم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

ای قصه ی بهشت ز کویت حکایتی – در پابوس خجسته زادروز رضا شاه کبیر








روزی آمده که زبان را وصف بیانش نیست. روزی که حیرت تاریخ است. از راه رسیده آن موعد دلنشینی که به اندازه یک قرن ابهت دارد. فقط یک روز، اما روزی که بلندایش همتای زایش زمین و آسمان است. بیست و چهارم اسفند ماه، مژده ولادت ایران، افتخار بشریت و رشک کائنات، چه روز مبارکی ست و چه ساعت دل انگیزی...

رسیده این روز بزرگ هرچند که زبان در وصف عظمتش قاصر و ناتوان مانده... این به راستی چه میلادی است که چشم مان را حیران عظمت کبریایی اش ساخته؟ این چه زادروزی ست که برای شرح یک ثانیه اش به هزار هزار کلمه محتاجیم؟ روزی که صاحب حقیقی کیان ایران قدم به جهان گذاشت. روزی که پادشاه ما، اعتبار، آبرو و هویت ما، پای ملوکانه بر دیدگان تاریخ نهاده و مستانه ایران را به نور خیره کننده رخسار بی مثال شان روشن نمودند.

فردا بیست و چهارم اسفند ماه سالروز ولادت با سعادت اعلاحضرت رضا شاه کبیر سر سلسله دودمان جلیل سلطنت پهلوی می باشد. سالروز ولادت خجسته آن کسی که هیچکس را آن درجه از شعور نیست که گوشه یی از عظمت حضور ایشان را درک نماید.

صد و سی و دو سال پیش در خانواده یی تنگدست و ساده اما از دامان بانویی به لطافت ابرهای بهاری، نوزادی زایش یافت که سالیان بعد، هویت ما، اسلاف و سلاله ما را رقم زد. نوزاد کوچکی که آن روز در روستایی از توابع آلاشت دیدگان مبارک شان را به جهان خاکی گشودند، فره تابناک ایزدی را از همان بدو ولادت با خود به ارمغان آورده بودند:

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

مادر گرامی ایشان بانو نوش آفرین مایل بودند نام آن حضرت را رضا بگذارند که سپستر این نام، بدل به نامی بلند آوازه گردید و سبب شد تا هر که در سالیان و دهه های بعد، نام رضا بر فرزندش می نهد در ذهن خود طعم غروری لذت بخش را حس نماید.

رضا سوادکوهی( اعلاحضرت رضا شاه کبیر) از کودکی دارای همت عالی و توان جسمانی فوق العاده بالایی بودند. ایشان شوق و علاقه وافری به سرفرازی ملک کیانی شان داشته و همین آن حضرت را مصمم می ساخت تا در تلاش باشند تغییری پایه یی و اساسی در میهن شان ایجاد فرمایند.

رضا شاه کبیر در اوان نوجوانی پیش از آنکه رویش حقیقتی دوباره را همتا با شکوه بلاانکار هخامنشی برای ایران و ایرانی رقم زنند، به ارتش قدم نهادند. ایشان با توان و روحیه مقتدرانه یی که از آن بهره مند بودند بسیار زود مسیر پیشرفت را طی فرموده و به درجه سرهنگی نایل آمدند. سپس رضای جوان به علت کفایت بی مانندی که از خود نشان دادند توانستند فرماندهی ارتش را عهده دار شده و آنگاه سمت وزارت جنگ را کسب نمایند.

در سال یک هزار و دویست و نود و نه، دقیقن شش سال پیش از تاجگذاری شان، آن حضرت از شورش گروه تجزیه طلبی به سرکردگی میرزا کوچک خان جنگلی – آخوند بی مقدار و کینه جویی که می خواست استان گیلان را از دامان پاک میهن مان جدا سازد – مطلع گردیدند. ایشان عزم را جزم فرمودند که این شورش را سرکوب کنند پیش از زمانی که آتش این شرارت، غیر قابل مهار شود. ایشان دلاورانه به همراه سپاه شان، میرزا کوچک خان تجزیه طلب را وادار به عقب نشینی نمودند که البته طی این درگیری کوچک خان کشته شد.

در روز بزرگ و پرمیمنت چهارم اردیبهشت یک هزار و سیصد و پنج خورشیدی، چند ماه پس از عزل و انقراض سلسله نالایق قاجارها، رضا پهلوی یکم بر اریکه سلطنت جلوس فرموده و اعلاحضرت رضا شاه پهلوی نام گرفتند.

آن ذات گرانمایه به مجرد تکیه زدن بر اورنگ پر جلالت سلطنت اقدامات اصلاحی را برای بهبود بخشیدن به ایرانی که آن دوران ایرانستانی مملو از فلاکت بود آغاز فرمودند. احداث ارتش نوین، تاسیس نخستین دانشگاه در ایران، تاسیس سازمان ثبت احوال برای اعطای شناسنامه، تاسیس دادگستری، فرمان ساخت اولین راه آهن سراسری، تاسیس فرهنگستان ایران، فرمان حذف حجاب اجباری و منحوسی که زنان را به انزوای فکری و اجتماعی مطلق فرو برده بود، بنیانگذاری رادیو ایران و خبرگزاری پارس، تاسیس کارخانه ذوب فولاد، گسترش جاده سازی در کشور، تغییر تقویم ایران از مبنای بیگانه هجری قمری به خورشیدی جلالی، فرمان برپایی بانک ملی ایران و.... تنها گوشه هایی از اقدامات آن مرد ماورایی هستند. هنوز وقتی به جای جای میهن مان می نگریم سراپای وجودمان را وامدار مهر شاهانه آن شهریار نکونام می یابیم.

کوشش های آن اهورا مرد بزرگ، هرگز در وسع ناچیز این نوشتار نمی گنجند. برای شرح آنچه رضا شاه کبیر پدر جاویدان ملت ایران، بر حسب رحمت بی کرانه وجودشان به ما لطف نمودند صدها جلد کتاب هم کفایت نخواهند کرد.

اعلاحضرت رضا شاه کبیر میراثی برای میهن شان به یادگار گذاشته اند که ده ها نسل پس از ما نیز حتا اگر از همه هستی خود مایه بگذارند نخواهند توانست حتا یک گوشه از آن را جبران نمایند.

دریغ که سایه پر فروغ آن شاهنشاه والاتبار پانزده سال بیشتر بر سر آن ملت ماتم زده یی که تازه داشت طعم شادکامی را حس می نمود دوام نیافت. در سال یک هزار و سیصد و بیست خورشیدی، اعلاحضرت به تبعیدی اجباری رهسپار گردیده و سه سال بعد در ژوهانسبورگ به علت عارضه قلبی، چشمان شهلای افسونگرشان را بر این سرای خاکی بستند تا خورشید هماره یی باشند بر پهنه نیلگون آسمان این ملک آریایی.

پس از تبعید پدر تاجدار، فرزند و جانشین برحق ایشان اعلاحضرت فقید محمدرضا شاه پهلوی، سریر شاهانه را به یمن ذات مبارک شان آذین فرموده و راه پدر را همانگونه که آن ابر شاهنشاه زنده نام، انتظار می داشتند ادامه دادند:

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

حلقه ی پیر مغان از ازلم در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

اعلاحضرت رضا شاه کبیر، به عنوان برجسته ترین نماد عزت و افتخار ایران اکنون از همیشه زنده تراند. یادگاری که امروز از نسل و تبار فروزنده ایشان به جا مانده، چون آفتابی درخشان سراسر جهان را به حسن وجود شاهانه اش زینت بخشیده است. نوه اعلاحضرت رضا شاه کبیر که مفتخرانه نام شکوهمند پدر بزرگ فقید و سعیدشان را بر خود دارند، اکنون چشم امید و کعبه آمال یکایک عاشقان راستین میهن اند. گل تازه شکفته و نیکو خصالی که به حق نوه اعلاحضرت رضا شاه بزرگ هستند و سر را سزاوار است که بر آستان ملوکانه شان به سجود درآید.

رضا شاه کبیر سرمنشا روشنایی اند. مردی از تبار نور، ستاره یی که بدرخشید تا ماه مجلس شود و صدها دل رمیده را انیس و مونس خود بگردانَد.

این روز بزرگ را گرامی داشته و به روح پرفتوح اعلاحضرت رضا شاه کبیر سر سلسله دودمان جلیل سلطنت پهلوی درود بی کران نثار می کنیم. فرا رسیدن بیست و چهارم اسفند ماه خجسته میلاد با سعادت پادشاه فقید ایران را نخست در کمال عجز و شرمی که شایسته ما بندگان حقیر دربار حضرتش می باشد، مراتب شادباش و عرض تبریک خود را به پیشگاه همایونی جانشین برحق کیان هفت هزار ساله پادشاهی، ذات اقدس ملوکانه اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی تقدیم می داریم. آنگاه به محضر مبارک دو یادگار ایشان والاحضرتان شاهدخت اشرف و شاهپور غلام رضا پهلوی صمیمانه عرض شادباش داریم. سپس به حضور مبارک علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی عروس خجسته مقدم آن حضرت، فرا رسیدن زادروز رضا شاه کبیر را فرخنده باد عرض نموده و همچنین به خدمت مبارک تک تک نواده والامقام ایشان و یکایک وابستگان آن سلسله نیک پی، تبریک و شادباش عرضه می داریم.

یاد و نام مبارک ایشان بر جریده ی تاریخ پر دوام باد...

___________

نگاشته شده در تاریخ بیست و سوم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

شادمانه باد بیست و دوم اسفند زادروز مبارک والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی







بیست و دوم اسفند ماه، روز خجسته یی ست. زادروزی بس بزرگ، این روز مزین به ولادت جگرگوشه یی است از دودمان جلیل سلطنت پهلوی که از دامان پاک علیاحضرت شهبانو برخاسته. ولادت گلی شکوفا از بوستان پهلوی که افتخار ایرانیان است.

والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی در این روز دیدگان زیبای شان را به جهان گشوده و ایران را به لطف مقدم شان آذین فرمودند.

اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و چهل و دو، دیگر باره سراسر وطن غرقه در هلهله و شور بود. خرد و کلان بی تاب آنکه این مهمان نیک پی خوش قدم، کی منت بر سر آفاق نهاده و پای مبارک بر عرصه خاکی خواهند نهاد. این انتظار در روز بیست و دوم اسفند ماه به پایان رسید. دومین فرزند علیاحضرت شهبانو و سومین فرزند شاهنشاه فقید آریامهر، معصومانه و ملیحانه ولادت یافته و چشم شاهانه پدر تاجدارشان را روشن ساختند:

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثِق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نَبوَد که سر عشق گوید باز

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

معظم لها به عنوان شاهدختی که فخر میهن و چشم و چراغ ایرانیان اند، در نوجوانی و جوانی سختی های بسیاری را متحمل شدند. داغ سنگین فراق پدر همایونی، ضربه غم آوری بود که ایشان در سن هفده سالگی طعم تلخ آن را تجربه کردند و در سالیان بعد، هجرت مادر بزرگ گرانقدرشان بانو فریده دیبا و حدود یک سال بعد بدرود جاودانه ی خواهر والاتبارشان شاهدخت لیلا پهلوی داغ های گرانباری بودند که یکی پس از آن دیگری به سراغ قلب مهربان پرنسس فرحناز آمدند. اما والاحضرت هماره چونان کوهی استوار به انتظار بهار دوباره میهن شان هستند و چشم به راه روز پرشکوهی که برادر تاجدارشان اعلاحضرت رضا شاه دوم به میهن اجدادی بازگردند و ایشان نیز در سایه فخرآفرین برادر شهریار و مادر شهبانوی شان بتوانند هوای دلپذیر وطن را استشمام فرموده و هم میهنان شان را در ایران آزاد دیدار کنند.

والاحضرت فرحناز اکنون در کشور امریکا حضور دارند و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد رشته روان شناسی اطفال از دانشگاه کلمبیا گردیده اند. آن بزرگوار هنوز ازدواج نفرموده و زندگی ساده و بی پیرایه یی را به تنهایی ادامه می دهند.

جای تاسفی بی پایان است که در پیشگاه این روز خرم و روحبخش، ما ناگزیریم در کمال شرمساری و خجلت، زادروز میمون و مبارک آن دوشیزه نیک تبار را در غربتی تلخ و گزنده به حضور گرامی شان شادباش عرضه بداریم. با این آرزو که این سعادت نصیب یکایک ایرانیان گردد تا سال آینده ولادت والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی را در میهن شان ایران به محضر ایشان تبریک عرض نماییم. امید که سال آینده و بیست و دوم اسفند ماه سال پسین، سایه شوم اهریمنان وطن فروش و حرامیان بیگانه صفت، از سر ایران سربلند مان کوتاه شده باشد و بتوانیم در هوای پاک میهن و زیر آسمان آبی وطن، جشن زادروز معظم لها را به رقص و پایکوبی برخیزیم.

فرا رسیدن بیست و دوم اسفند ماه، زادروز خجسته والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی را نخست در کمال ادب و خاکساری به پیشگاه همایونی برادر تاجدار و عالی تبار ایشان، اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی مراتب شادباش و تهیت بی کران خود را عرضه می داریم. آنگاه این میلاد مبارک را به خدمت شهبانوی سرو قامت، مادر معنوی ملت ایران علیاحضرت فرح دیبا پهلوی تبریک عرض نموده و سپس به حضور والاحضرت شاهزاده علیرضا پهلوی خجسته باد تقدیم نموده و همچنین به خدمت دیگر خواهر ایشان والاحضرت شاهدخت شهناز پهلوی شادباش فراوان عرضه می داریم. آنگاه در نهایت شادکامی، به محضر مبارک والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی عزیز زادروز مبارک ایشان را خاشعانه و صمیمانه فرخنده باد عرض نموده و آرزومندیم وجود نازنین ایشان در پرتو ملوکانه برادر گرانقدر و همچنین سایه پرمهر مادر شهبانوی شان صد سال زنده، پاینده و برقرار بماند.

بیست و دوم اسفند ماه فرخنده و شاد باد...

_________

نگاشته شده در تاریخ بیست و یکم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

پیام شهریارانه اعلاحضرت به مناسبت گرامیداشت هشتم مارس روز جهانی زن

هشتم ماه مارس برابر با هفدهم اسفند ماه، روز جهانی زن نامیده شده است. زن در جامعه جهانی به عنوان یکی از دو پایه حیات بشر، جایگاه مهم و انکار ناپذیری دارد. این جایگاه سال های سال است که در بسیاری کشورها نهادینه شده و مورد احترام می باشد. زن در ممالک پیشرفته و سکیولار، بی هیچ تردیدی نیمی از پیکره اجتماع بوده و از نگر حقوق انسانی، با مردان برابر و در تساوی کامل است.

اگرچه برای یک ترسیم همه جانبه، ارزشمند و شایسته از جایگاه زن، هنوز زمان باقی مانده اما می توان به جرات گفت در ممالک جهان اول، زن توانسته است به مقامی در خور دست یابد و ضمن مشارکت اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی و فرهنگی هم تراز با مردان، در جوامع سکیولار جان و زندگی زن همان اندازه محترم است که حیات و هستی مردان محترم شمرده می شود.

شوربختانه در جوامع اسلامی ماجرا دقیقن برعکس می باشد. این مشکل تنها مختص به ایران امروز نیست که البته در ایران کنونی و به علت سلطه ناگوار اسلام، زن ایرانی در تنگنایی سهمگین قرار داشته و به شنیع ترین شکل ممکن حقوق حقه اش پایمال می شود. اما واقعیت این است که در سایر ممالک اسلامی نیز این مشکل کمابیش مشهود می باشد.

در فرهنگ اسلامی، زن به طور کلی جزوی از متعلقات مرد محسوب می شود و به علت آنکه در اساس تعالیم اسلامی، الله از جنسیت مردانه برخوردار بوده و با ضمیر"هو" (ضمیر سوم شخص مفرد مرد) خوانده می شود، در نتیجه تمام قوانین و احکام تبیین شده در اسلام، از بالا به زن نگاه کرده و آن را موجودی حقیر و شایسته کنیزی و در بهترین شکل ممکن لایق خدمتگزاری شوهر توصیف می کند.

جنبش آزادی خواهانه ملت ایران طی این هشت - نه ماه اخیر به روشنی نشان داد زنان ایرانی همدوش، همراه و هم پای مردان ایرانی دلیرانه خود را فدای آزادی ایران می نمایند و همین مهر تایید درخشنده یی است بر پیشانی زن ایرانی که می تواند سربلند باشد و روزی نه چندان دور به حقوق حقه خود دست یابد.

در همین راستا، ذات مبارک و نیکو تبار اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی پدر اهورایی ملت ایران اراده کرده اند تا پیامی را در این زمینه به زنان ایرانی مرحمت فرمایند.

در این پیام پرتلالو، آن ابر شهریار فرزانه با اشاره به اینکه انسان ها آزاد به دنیا آمده و دارای ارج انسانی یگانه یی هستند، بر فلسفه حقوق آزادی و برابری زن و مرد تاکید ورزیدند.

معظم له در طول پیام گهربارشان، زنان ایرانی را به خاطر شجاعت و شهامت شان مورد لطف، شفقت و مهر شاهانه قرار داده و مذهب را وسیله حاکمین امروز ایران نامیدند که برای ستم به زنان و خصومت با حقوق برابر آنها کاربرد دارد.

متن کامل پیام شاهانه اعلاحضرت رضا شاه دوم را در ادامه بخوانید:

دوشنبه 17 اسفند 1388

هم میهنان عزیزم، زنان آزادۀ ایرانی،

هشتــم مـاه مارس، «روز جهانـی زن» را صمیمانــه بـه یکایـک شمـا شــادباش می گویم.

این روز یادآور فلسفۀ ساده و در عین حال بسیار مهمی است مبنی بر اینکه جنسیت در برخورداری از حقوق تساوی انسان ها نباید اثر گذار باشد و به هیچ عـذر و بهانه ای نمی توان انسان هایی را که دارای سرنوشتی برابراند از حقوق حقۀ خود محروم کرد. انسان ها آزاد به دنیا می آیند و از ارج انسانی یگانــه ای برخــوردار هستند. از این فلسفۀ ســاده، حقـوق آزادی و برابــری زن و مرد ناشی می شود.

حقوق آزادی بستر مساعدی را به دست می دهد که بذر رشد فکری و بلوغ عقلانی زنان در آن شکوفا می گردد. از اینرو نادانی است که بدلیل ترس از «بی بند و باری» با آن مخالفت شود. دفاع از نقش والای حقوق آزادی زنان است که به اجحافات قرون وسطایی و رسوم زن ستیزِ قبیله ای مسلط بر خانواده و جامعه پایان می دهد.

متاسفانه حاکمین وقت بجای تعابیر امروزی و آزادیخواهانه از اسلام، مذهب را وسیلۀ ستم بر زنان و خصومت با حقوق برابر آنها قرار داده اند. از اینرو مبارزه برای دستیابی به حقوق حقۀ زنان با مبارزه علیه دولت مذهبی و استبدادی گره خورده است. نتیجه آنکـه به زنان ایــرانی نباید به چشم توده ای اسیر و در بند نگریست. بلکه بالقوه نیمی از سپاه عظیم آزادیخواهان اند که رهایی واقعی و شأن انسانی پایدار خود را در یک دولت غیرمذهبی یعنی در دموکراسی آزاد ایران جستجو می کنند.

جنبش آزادیخواهانه و حق طلبانۀ زنان ایران در طول تاریخ تحسین برانگیز و گویای شجاعت و شهامت آنان در احقاق حقوق خود بوده است و در ایران امروز نیز پرچمدار مبارزه در راه آزادی هستند.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی پادشاه پر شوکت ایران

_________

نگاشته شده در تاریخ هفدهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

توقیف حمید معصومی نژاد دلگرم کننده اما ناکافی

سوم مارچ برابر با دوازدهم اسفند(چهارشنبه)، دو ایرانی تبار توسط نیروهای امنیتی ایتالیا دستگیر شدند. حمید معصومی نژاد و همایون بختیاری. معصومی نژاد یکی از خبرنگاران وابسته به حکومت الله که سال هاست به کشور ایتالیا در رفت و آمد می باشد. وی طی دهه اخیر در سیمای ولایت فقیه یک چهره شاخص خبری به شمار می رود. بختیاری همدست او که همراه با حمید معصومی نژاد و مانند او به جرم قاچاق اسلحه و موشک بازداشت شده هویت شغلی خود را هنوز فاش نکرده است.

این خبر از سوی آرماندو سپاتارو دادستان بین المللی ضد تروریزم ایتالیا عنوان گردید و او تصریح کرد که پنج نفر ایتالیایی نیز هم زمان با این دو نفر، دستگیر شدند که به طرز خطرناکی تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی را نقض کرده و می کوشیدند از طریق کانال های پنهانی صدها قبضه اسلحه، موشک های ضد تانک و مواد منفجره به جمهوری اسلامی ارسال نمایند.

معصومی نژاد که از سال 2007 و به شکلی کاملن مخفیانه در زیر پوشش موجه خبرنگاری مواد منفجره و اسلحه به داخل ایران قاچاق می کرد، از مدت ها پیش مورد ظن پلیس ایتالیا واقع شده بود تا سرانجام دیروز و در حین اجرای عملیات ناکامی موسوم به "تک تیرانداز" همراه با همایون بختیاری دستگیر و روانه بازداشتگاه شد تا پس از بازجویی و صدور حکم نهایی، تصمیمات لازم پیرامون وی اتخاذ شود.

این خبر اکنون در صدر اخبار قرار دارد. شاید شنیدن اینکه بالاخره برخوردی محکم و جدی با ایادی جمهوری ولایی صورت پذیرفته برای بسیاری از ما مطلوب و شادی بخش باشد اما گرفتاری اصلی و مشکل روز ما امثال معصومی ها نیستند. حمید معصومی نژاد یک دست پرورده و مهره یی دست چندم در خدمت این رژیم تروریست می باشد. معصومی نژاد تنها بخش بسیار کوچکی از یک ساختار مخرب است که بازداشت او اگرچه سبب شادمانی اما به مثابه قطره کوچک آبی است که بنا باشد خرمنی از آتش را خاموش سازد.

مقارن با شکل گیری حکومت اسلامی و جا به جایی سلطنت پرافتخار پهلوی با یک رژیم حرامی و شرور، هر روز و هر ساعت آتش مرگ و مصیبت در سراسر جهان برافروخته شد و بزرگ ترین دشواری اینجاست که دولت ها و رهبران جهانی هرگز نخواستند ببینند و بیاندیشند که آتش افروز اصلی کجاست و کیست؟ طی این سی و یک سال شوم، دنیا فقط در حال خاموش ساختن این آتش ها بوده و منبع اصلی احتراق را عامدانه از دیده دور نگاه داشته است.

وقتی ویروس اصلی و سرمنشا تروریزم بر مسند قدرت نشسته و سرنخ تمام فتنه انگیزی ها به دست او می باشد، آیا واکنش سایر کشورها به این رژیم خرابکار و قتاله، باید به بازداشت یک خبرنگار محدود شود؟ سرچشمه تروریزم حمید معصومی نژاد است یا کلیت جمهوری اسلامی؟

صد البته خبرنگاری که در یک کشور دیگر، به قاچاق اسلحه اشتغال دارد، باید موجب خشم جامعه بین المللی شود. فعالیت های تروریستی به خصوص در شکل فرامرزی و جهانی، حساسیت برانگیزتر اند. اما پرسش ملت داغدیده اینجاست که آیا جهان آزاد نمی خواهد روزی نگاهی همه جانبه به اوضاع داخلی ایران نیز داشته باشد؟

رژیمی چون جمهوری خامنه یی که دست ناپاکش در سراسر جهان به جنایت و دنائت گسترده شده است، بالطبع با مردم کشورش و آنهایی که داخل ایران و در بطن ام القرای شیطانی ولایت فقیه زندگی می کنند به مراتب وحشیانه تر است. حمید معصومی نژاد یک نفر تروریست است که در کشوری خارجی دستش را از فعالیت های تروریستی کوتاه می کنند اما سپاه پاسداران و وزارت مخوف اطلاعات (ساواما) صدها و هزاران نفر ابر تروریست اند که پای شان را روی گلوی ملت بی پناه ایران می فشارند و هیچ قانونی جنایات شان را نقض نمی کند. علتش واضح است چون قوانین را به سود خود و در خدمت آمال و افکار پلیدشان قبضه کرده و افزون بر سه دهه است قانون را در معنی کلمه نابود کرده اند و قوانین جهانی نیز نیرو و فشار قابل ملاحظه یی بر این ددمنشان وارد نمی سازد.

رهبران جهانی سال هاست به وضوح اثبات کرده اند بیش از آنکه دوست و همیار ملت ایران باشند، یار، یاور و حامی جمهوری اسلامی اند. آنان دوستان دشمنان سوگند خورده ایران اند. دولت های غربی، برایند فعالیت های شان به سود مطلق رژیم اسلامی است و آشکارا در برابر جنایات و دغل کاری های حکومت وقت ایران سکوت پیشه می کنند.

بی بی سی به عنوان یکی از رسانه های قدرتمند جهان غرب، شورش کوچک و بی رونقی را که در اوایل سال 57 آغاز شده بود با جنجال سازی خبری تبدیل به یک انقلاب نمود. اما همین بی بی سی آنقدر شرف نداشت که اخبار پیرامون قتل عام خیابانی مردم ایران به دست رژیم اسلامی را در صدر اخبار خود قرار دهد. آقای اوباما چندین نامه به علی خامنه یی (قاتل فرزندان ما) می فرستد اما خشم آحاد ملت ایران را نسبت به این نارهبر دجال صفت نادیده می انگارد.

امروز در ایتالیا حمید معصومی نژاد دستگیر می شود که این البته خبر خوشایندی است اما مراتی، نجف زاده وووو سایر دست نشانده های جمهوری تروریستی اسلامی ایران، همچنان آزادانه به اطراف و گوشه و کنار جهان سفر می کنند بی آنکه حتا مورد سوال و بازجویی قرار گیرند.

بنیاد پهلوی پس از وقوع انقلاب شوم خمینی، با خباثت شریف امامی که در مورد ملکیت این بنیاد، حق امضا داشته به جمهوری اسلامی واگذار و توسط حکومت وقت غصب شده تا آنجا که نام جعلی بنیاد علوی گرفته است. امروز این بنیاد مسروقه مرکز شرارت و برنامه های شوم تروریستی می باشد اما جهان آزاد مزورانه سکوت پیشه کرده. سزاوار بود که این بنیاد پلید سی سال پیش در نخستین روز فعالیتش مسدود می شد اما در گذر سال ها که به کانون شرارت رژیم بدل شده هیچگاه مورد برخوردی جدی و قاطع قرار نگرفته است.

امروز معصومی نژاد دستگیر شده اما معصومی نژادها همچنان فعال اند و مرز هیچ کجای جهان رو به روی شان مسدود نیست. مشکل اصلی فقط حمید معصومی نژاد نیست مشکل ایدئولوژی رژیم اسلامی است و تفکر شوم تروریستی مستتر در آن. عامل اصلی همان هایی اند که معصومی نژاد نوعی را به لحاظ فکری تربیت کرده و برای فتنه انگیزی به جهان صادر می کنند.

___________________

نگاشته شده در تاریخ سیزدهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهی