۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

پیام رضا شاه دوم پهلوی در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی


هنگامی که شاهین نجفی هنرمند ارزنده موسیقی رپ ایرانی، ترانه "آی نقی" را ارایه داد، واکنش ها نسبت به این اقدام شجاعانه وی متفاوت بود. در عین اینکه بسیاری از مردم و نخبگان هنر، شجاعت و توانمندی توامان شاهین عزیز را تحسین می کنند، سگ های هار رژیم ولی فقیه و ایادی وابسته به آن، شاهین را به مرگ تهدید کرده اند.
   شاهنشاه ایران اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی در تاریخ پانزدهم میِ سال جاری میلادی و در محکومیت این اقدام شنیع عناصر وابسته به جمهوری اسلامی(تهدید به قتل شاهین نجفی)، پیامی صادر فرمودند.
   متن کامل پیام ایشان را با هم می خوانیم:
صدور حکم قتل شاهین نجفی، هنرمند جوان کشورمان را شدیدا محکوم می نمایم و از جامعه بین الملل و تمامی آزادیخواهان جهان می خواهم در برابر این رفتار وحشیانه و قرون وسطایی حکومت اسلامی ساکت ننشیند و آنرا قاطعانه محکوم نمایند.
استبداد مذهبی حاکم بر ایران در طی سی و سه سال گذشته، با نهادینه کردن خشونت در تمام سطوح جامعه و تخریب کلیه ساختار های اجتماعی و فرهنگی، خشونت هدفمندی را بر علیه مردم کشورمان، بویژه جوانان، این سرمایه های ملی، سازماندهی کرده است. جمهوری اسلامی با استفاده ابزاری از دین و ترویج خرافه ها و تعصبات مذهبی از یکسو، و سرکوب حقوق و آزادی های بدیهی و اولیه مردم کشورمان، همچون آزادی اندیشه و آزادی بیان از سویی دیگر، بانی اصلی فلاکت و بدبختی کشور عزیزمان بوده و همچنین دلزدگی و خستگی را نسبت به اعتقادات دینی در میان جوانان ایرانی به وجود آورده است.
عملکرد این حکومت دینی، مبتنی بر آپارتاید مذهبی است که حاصلی جز بی اعتباری دین و روحانیون در نزد مردم ایران نداشته است. حکومتی که خود را نماینده خدا بر زمین می نامد، بر دیندار و غیر دیندار این سرزمین ظلم روا داشته و حقوق بنیادی انسانی، حتی در میان روحانیون را نقض کرده است.
جوانان ایرانی، نابسامانی های جامعه و نارضایتی های خود را همانند همه جوانان دنیا، در کاریکاتور، شعر و نوشتار به تصویر کشانده و فریاد اعتراض خود را در قالب ترانه متبلور می کنند. ولی رژیم حاکم، بدون توجه به فریادهای اعتراضی جوانان نسبت به اوضاع کنونی کشورمان، در واکنش هایی غیر انسانی و غیر مدنی، با نقض سیستماتیک آزادی اندیشه و بیان، به تهدید و تکفیر جوانان کشورمان می پردازد. صدور حکم شلاق و قتل به جرم بیان اندیشه، در دنیای امروز، نمادی از توحش قرون وسطایی است و حکومت اسلامی باید بداند که جوانان اندیشمند و شجاع ایرانی را نمی توان با این ترفندها به طرف خود سانسوری و سکوت سوق داد. 
هم میهنان عزیزم،
تجربه سیاه این حکومت دینی بر همگان ثابت نموده است که اصل اساسی برای دستیابی به یک حاکمیت دموکراتیک در کشورمان ایران، جدایی نهاد دین از نهاد حکومت می باشد. هر روز که از عمر این رژیم می گذرد ماهیت ضد دین و غیر انسانی آن بیش از پیش آشکار می گردد. برهمه ماست که با هوشیاری نسبت به این فریب کاری ها و با روشنگری، مرز بین دینداری و دین بازی را مشخص نماییم تا دغلکارانی که پشت نام حمایت از دین سنگر گرفته اند را خلع سلاح سازیم. تنها در سایه یک حکومت مبتنی بر جدایی دین از حکومت است که آزادی و احترام پیروان همه ادیان، همه باورها، همه دگراندیشان و حتی روحانیون حفظ خواهد شد.
مبارزه ما برای رسیدن به آزادی اندیشیدن و احترام به حقوق دیگری هرچند سخت و دشوار است، اما اطمینان دارم که در آینده ایی نزدیک پیروز خواهد شد. تمام تلاش و کوشش خود را مانند همیشه بکار خواهم بست تا فریاد آزادیخواهی و حق طلبی مردم کشورم را به گوش جهانیان برسانم.  
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
______________________
نگاشته شده در تاریخ بیست و هفتم اردیبهشت دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۳, شنبه

آی نقی! شجاعت شاهین نجفی و خفت آخوندها


    به شخصه همواره برای شاهین نجفی احترام قایل بوده و هستم. او هنرمندی است که درد و دغدغه هم میهنان خود را می شناسد و با جماعت هنرمندان بی درد و بی عار، هیچ نسبتی ندارد.
   امروز بحث ترانه جسورانه آقای نجفی، بحث داغی است. برخی از سر نفهمی و بدون ذره یی تعمق و تامل، او را محکوم می کنند. این درحالی است که صافی گلپایگانی، به عنوان یکی از رجاله ترین و مزدورترین آخوندهای وابسته به حکومت، حکم بر ارتداد ایشان داده است و وبسایت ننگین شیعه آنلاین برای ترور آقای نجفی جایزه تعیین کرده است.
   البته شاهین هرچه بیشتر مورد هجمه این دژخیمان قرار بگیرد به منزلت و محبوبیتش نزد مردم افزوده می شود. مقصود دفاع از یک شخص نیست. البته شکی نیست که یک جامعه بالنده و دموکراتیک، بایستی آنقدر ظرفیت داشته باشد که یک هنرمند یا نویسنده و روزنامه نگار و ... بتواند از تمام خط قرمزها عبور کند و حریم زندگی و جان او مورد هیچگونه تهدیدی واقع نشود. حاشا که جامعه امروز ایران نه تنها بالنده و دموکراتیک نیست که در اوج اضمحلال و تباهی و سیاهی و در منتها درجه ارتجاع و عقب ماندگی قرار دارد.
   در چنین هوای مسمومی یک نفر با شهامت تمام، حرف تازه یی برای گفتن دارد. بی آنکه حق و حقوق شهروندی را پایمال کند و بی آنکه به کسی آزار و آسیبی برساند، هنر خود را در محضر ملت عرضه می دارد. در مقابل او یک مشت خوک متعفن – که همانا سران حکومت فاسق اسلامی و دزدان ناموس ملت اند – خشونت آمیزترین روش را در پی می گیرند و با برچسب ارتداد، به جنگ هنرمندی می روند که تنها سلاح او هنر و ترانه هایش است. همین حمله ی آخوندها موید شجاعت شاهین و در عوض خفت و زبونی آخوندهاست.
   تمام آنهایی که ترانه "آی نقی" را شنیده اند به میزان خلاقانه بودن آن آگاهی دارند. این ترانه اتفاقن نسبت به "امام نقی" توهین آمیز هم نیست و به جای آنکه امام عرب(امام نقی) را مورد حمله قرار دهد، جامعه امروز را نقد می کند و امام مقوایی(خمینی گجستگ) را لجن آمال می کند که همین به مذاق آخوندهای رژیم سازگار نمی آید.
    اگر جامعه امروز ایران، ذره یی به معیارها و ارزش های جهانی نزدیک می بود، امثال شاهین نجفی باید مورد تقدیر و تحسین قرار می گرفتند. اما افسوس که در این منجلاب اسلام زده، آقای شاهین نجفی مورد وحشیانه ترین حمله ها قرار گرفته است. البته زمان به سود ما حرکت خواهد کرد و فردای ایران، متعلق به شاهین نجفی و همانندان اوست.
   نسل کثیف خامنه یی ها، گلپایگانی ها، جنتی ها، احمدی نژادها و... رو به انقراض است و این فسیل ها هم چون پایان خود را نزدیک می دانند اینچنین به تب و تاب افتاده اند.
________________________________
نگاشته شده در تاریخ بیست و سوم اردیبهشت دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

بیانیه رضا شاه دوم در مورد جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسا


 جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسا همواره به دامان پاک مام میهن مان ایران عزیز، تعلق داشته و دارند. اما شوربختانه اعراب که دشمنان ازلی و ابدی ایرانیان هستند، هرازگاهی دچار توهم شده و مدعی مالکیت بر این جزایر می شوند.
   شاهنشاه ایران اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی در تاریخ نهم اردیبهشت در همین رابطه پیام مهمی صادر فرموده اند.
   متن کامل پیام شهریار ایران درباره ی جزایر سه گانه کشورمان، به شرح زیر می باشد:

نهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۱
تاریخ سیاست خارجی میهنمان ایران با کشورهای جهان به ویژه همسایگان حوزه خلیج فارس به خصوص پس از پایان جنگ جهانی دوم، بر پایه حسن همجواری و احترام متقابل به حقوق یکدیگر بوده است. هرگونه اختـلافی در منطقه سعی می شد که در محیطی دوستانه حل شود.
بر این اساس پس از سال ها مذاکره در مورد حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی» در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) قبل از استقلال امارات متحده عربی، دولت ایران موفق شد، براساس تفاهم نامه ۱۹۷۱ (۱۳۵۰)، اختلاف دولت شاهنشاهی وقت ایران با دادن امتیازاتی در جزیره ابوموسی با حکومت شارجه را حل نماید و به این طریق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ (۹ آذر ماه ۱۳۵۰) تثبیت و نیروهای نظامی ایران در جزیره ابوموسی پیاده و مورد استقبال برادر حاکم شارجه قرار گرفتند.
متاسفانه، پس از برقراری نظام آشوبگر جمهوری اسلامی، به سبب سیاست های نابخردانه، سرکوبگر و  بی تجربگی این رژیم در عرصه دیپلماسی، اعراب منطقه در تقابل با ایران برخاستند و کشور ما به خاطر سیاست های غلط و تنش آفرین رژیم مطلقه فقاهتی، به انزوای بین المللی سوق داده شد.
هم میهنان عزیزم،
تمامیت ارضی ایران برای ما ملت ایران، اصلی مسلم و انکار ناپذیر است. اختلافات ایران با کشورهای همسایه می تواند همچون گذشته از طریق مذاکره و با اتخاذ سیاست های درست و صلح جویانه متقابل برطرف شود و این تنها با برقراری حکومتی ملی و با درایت که از طرف ملت ایران مشروعیت داشته باشد، ممکن می شود. 
حاکمان جمهوری اسلامی، برای انحراف اذهان ملت شریف و ستمدیده ایران، از مشکلات فراوانی که شما هم میهنانم با آن دست به گریبان هستید، هرچند گاهی با مظلوم نمایی و تظاهر به ملی گرایی، با اتخاذ سیاست های غلط و ماجراجویانه با دخالت در امور کشورهای همجوار، با تحریک امارات متحده عربی و جامعه عرب، دست به اقداماتی می زنند که کشور عزیزمان را به آستانه خطرات جدی سوق می دهند.
زیرا همانطور که بنیانگذار این رژیم غیرانسانی، جنگ را موهبت خداوند می دانست، رهبران کنونی نیز با اقدامات تحریک آمیزشـان در پیروی از خط فکــری و سیاست رهبـرشان در همان مسیر گـام بر می دارند و پیوسته بر طبل جنگ می کوبند و تنش می آفرینند.
هم میهنان عزیزم،
هوشیار باشیم، که ادامه حیات جمهوری اسلامی، تهدید جدی علیه تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی ما است. از لحاظ حقوقی مالکیت و حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی» غیرقابل انکار و بلامنازع است. 
ولی این خطر وجود دارد که با بالا گرفتن این تعارض بین ایران و همسایگان عرب، پای کشورهای غیر منطقه ای به میان آید و سرزمین ما، عرصه منازعه مبارزات بی ثمری شود، که منافع ملی و تمامیت ارضی ما را به خطر اندازد. 
هم میهنانم،
در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه همه بخش های جامعه به ویژه نیروهای مسلح است، که دست در دست مردم ایران، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی، برای اجتناب از بروز یک فاجعه نظامی، و ترفند رژیم و یا بعضی منافع خارجی برای ایجاد در گیری مابین ایرانی و عرب، شیعه و سنی و برای حفظ تمامیت ارضی ایران اهتمام ورزند.
براین اساس، من به عنوان یک ایرانی، از همه نیروهای سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج از کشور، بار دیگر دعوت می کنم، تا با همبستگی، همدلی و اتحاد، پیرامون هدف مشترک یعنی «حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران»، به پا خیزند و کشور را از این بحران که ناشی از وجود و دوام این رژیم تنش آفرین و غیرمردمی است، نجات بخشند.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
__________________________________
نگاشته شده در تاریخ بیستم اردیبهشت دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

پوزش به خاطر تاخیر

با عرض درود خدمت دوستان گرامی،
 بنده به خاطر این تاخیر و غیبت تقریبن طولانی مدت، صمیمانه از حضورتان پوزش می خواهم. شوربختانه کامپیوتر شخصی اینجانب دچار مشکلات عدیده یی بوده و ضمنن مشکلات گوناگونی نیز یکی پس از دیگری رخ نمودند که گذر از آنها بسیار دشوار بوده و مرا از خدمتگزاری به دوستان عزیزم محروم ساخت.
زین پس چونان روال گذشته در خدمت شما گرامیان خواهم بود.
پایداری پادشاهی پیروزی
_______________________

نگاشته شده در تاریخ نوزدهم اردیبهشت دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

فاش شدن اطلاعات بانکی، ضعف فاجعه آمیز امنیت اطلاعات

در کشوری که مدعی حکومت امام زمان است و رهبرش، یک جلاد بزرگ که ظاهرن با امام و پیغمبر و خدا و بقیه در ارتباط می باشد و از آنان دستور می گیرد، سیستم امنیت الکترونیکی بانک هایش به قدری ضعیف و معیوب است که می تواند به آسانی هک شده و اطلاعات شخصی حساب های مردم فاش شوند.


سیستم شتاب در ایران که بنا به تعریف کلی خود، ارتباط دهنده کلیه بانک ها و حساب های مردم با یکدیگر می باشد، مهم ترین شاخصه اش بایستی امنیت باشد. حتا در کشورهای عقب مانده و دست دهم نیز این اولیه ترین توقع مردم از دولت است که امنیت حساب های بانکی شان را تامین نماید. چنانچه خود رژیم اعتراف کرده است سیستم شتاب بر خلاف اکثر کشورهای جهان، از روش "اعتباری" یا کردیت استفاده نمی کند.

جمهوری دلقک اسلامی که دارد برای دست یابی به انرژی هسته یی زور می زند، باید به پیروی از کشورهای در حال توسعه، ابتدا به اصلاح زیرساخت ها پرداخته و مشکلات اولیه خود را رفع نماید. هک حساب های بانکی مردم، یکی از بی شمار افتضاحات حکومت الله است که نشان می دهد این عقب مانده های بدبخت، تازه در ابتدای راه مانده اند و با ادعای دستیابی به چرخه هسته یی و موشک و ماهواره و غیره فرسنگ ها فاصله دارند.

مسخره ترین قسمت داستان آنجایی است که رژیم متعفن اسلامی مدام گاف می دهد و مدام هم ادعا می کند که این حکومت، حکومت آقا! امام زمان می باشد. اگر این روش ضعیف و ناکارآمد، دستپخت امام زمان است پس بدا به حال آن مردم عقب مانده و ساده لوحی که انتظار ظهور مهدی موعودشان را می کشند و اگر این رژیم منحوس، ارتباطی به امام زمان نداشته و صرفن توسط مغز پوک سید علی اداره می شود، خاک بر سر آن ولی فقیه و خاک مضاعف بر سر کسانی که دروغ های او را باور می کنند.

___________________________
نگاشته شده در تاریخ سی و یکم فروردین دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

فلسفه ی اینترنت حلال!


به راستی اینترنت حلال یعنی چه؟ چه تعریفی می توان از اینترنت حلال ارایه داد؟ آیا ایادی حکومت الله که دم از چنین پدیده یی زده و هرازگاهی بحث آن را به میان می کشند چه ذهنیتی از آن دارند؟ اصولن آیا این موجودات، معنی خود اینترنت و کاربرد و نقش اجتماعی و فرهنگی اش را می دانند که برایش واژه حرام و حلال را تعریف می کنند؟
   اینترنت یک شبکه جهانی است و قطعن زمانی معنا پیدا کرده و قابل استفاده برای کاربران می باشد که متصل به شبکه جهانی باشد. نقش چنین شبکه یی مانند سایر رسانه ها، به یک یا دو کلمه محدود نمی شود. در کشورهایی که دموکراسی حتا در حداقل خود موجود باشد سیستم به خود این اجازه را نمی دهد تا کوچک ترین محدودیتی برای اینترنت ایجاد کند و امروزه میزان کینه ورزی حکومت ها با شبکه جهانی اینترنت، ملاک بارزی برای تعیین درجه دیکتاتوری آن حکومت هاست.
   رژیم اسلامی هرجا که بخواهد اعمال قدرت کرده و محدودیت ایجاد کند، قوانین شرعی و اسلامی را به سان یک دیوار، رو به روی خواست های منطقی و قانونی مردم قرار می دهد و عجبا که هرچه را بخواهد اسلامیزه کرده و به گند بکشاند، متاسفانه از واژه "ملی" استفاده می کند. اگر ملی منظور ایرانی باشد این جای سوال است که اسلام چه قرابت و شباهتی با فرهنگ ایرانی ما دارد؟
   در واقع از آنجایی که مردم ایران(اکثریت مردم) با دیدن پیشوند یا پسوند اسلامی، دچار انزجار و تنفر شده و هیچ تمایلی نشان نمی دهند، جمهوری اسلامی ناگزیر است به جای پیشوند و پسوند اسلامی، واژه "ملی" را به کار ببرد تا بلکه این حس انزجار و تنفر، به حس غرور و تعلق خاطر تبدیل شود. هرچند این شگرد رژیم الله، دیگر جوابگو نیست.
   اینترنت ملی دقیقن چیزی شبیه چادر ملی است و در واقع اینترنت ملی همان اینترنت حلال و یا اسلامی است و تنها توجیه حلال بودنش، انطباق آن با قوانین وحشتناک شرع اسلامی است.
   اینترنتی که به شبکه جهانی متصل نباشد اصولن اینترنت نیست و تنها کاربرد آن به سخره گرفتن شعور ملت است که گویی تفاوت میان اینترنت را با یک شبکه داخلی ایزوله و ناکارآمد درک نمی کنند.
   اینترنت حلال به تعریف کامل آن، شبکه یی محصور و کاملن تحت سلطه حکومتی هاست که اطلاعات موجود در آن، شامل مدعیات خودبزرگ بینانه و متوهمانه ایادی رژیم، فراخوان های سازماندهی شده حکومتی، تبلیغات دینی و مذهبی و یکسری مطالب کذب و دروغ پراکنی است. چنین شبکه یی هرگز در شان و لیاقت ملت ایران نیست.
______________________________________
نگاشته شده در تاریخ بیست و دوم فروردین دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی

۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

اندر باب اراجیف سایت جرس پیرامون خاندان بزرگ پهلوی


از آنجایی که اصلاح طلبان همواره هم پیالگی خود را با رژیم آخوندی به اثبات می رسانند، اخیرن سایت جرس به عنوان شاخص ترین تریبون مجازی اصلاحات چی ها، اراجیفی را تکرار کرد که پیشتر از اینها از دهان متعفن ایادی جمهوری اسلامی بسیار شنیده بودیم.
   اتهاماتی که توسط این منبع وابسته به حکومت، به خاندان پهلوی نسبت داده شده، کوچک ترین دلیل و سندی(حتا به صورت ظاهری) به آن الصاق نشده است و به وضوح نشانه اوج کینه و عقده مندی سران اصلاحات نسبت به شخص رضا شاه دوم می باشد.
   طبیعی و بدیهی است که اصلاح طلبان نسبت به رضا شاه دوم، احساس حقارت و حسادت داشته باشند. برای این امر دو دلیل بسیار مهم وجود دارد:
الف: رضا شاه دوم پهلوی از ابتدای زندگی شان تا به امروز در رفاه و آسایش و تمکن کامل زندگی کرده اند که می تواند انگیزه ی حسد، حرمان و تاسف برای خیلی از افراد باشد. حتا کسانی که در بهترین موقعیت اجتماعی زندگی می کنند نیز امکان دارد نسبت به فرزند ارشد پادشاه فقید و محبوب ایران، حسد بورزند و البته گدایان پاپتی منتصب به آخوندهای روضه خوان که جای خود دارند.
ب: امروز رضا شاه دوم به کانون توجه اپوزیسیون و همچنین طیف وسیعی از مردم ایران تبدیل شده اند. ایشان پیش از این نیز از اقبال عمومی برخوردار بوده اند. اما طی دو سه سال اخیر، این محبوبیت به اوج خود رسیده است. بدیهی است اصلاح طلبان قدرت طلب، محبوبیت مردمی ترین پادشاه تاریخ ایران را بر نمی تابند چرا که از آینده و سرنوشت سیاسی خود سخت بیمناک هستند.
   همین دو دلیل کافی اند تا هذیان گویی سایت متهوع جرس را توجیه کنند. صد البته این میان می توان دم تکانی اصلاح طلبان برای رژیم نجس آخوندی را نیز اضافه کرد. طی سال هایی که از انقلاب منفور 57 سپری می شود، مدعیان اصلاح طلبی در ایران ثابت کرده اند که دست شان همیشه در دست آخوندها بوده و پا جای پای ولی وقیح می گذارند. هربار که پای امتحان به میان آمد، اصلاحات چی های جمهوری اسلامی، سرافکنده و مفلوک از بوته امتحان خارج شدند. یکی از همین نمونه ها، شرکت کردن خاتمی در انتصابات فرمایشی نمایشی رژیم بود که نشان داد در هر شرایطی جریان اصلاحات، چیزی جدا از ولی فقیه نیست.
   سایت جرس با مدعیات دروغین و پوچ خود، گور خود را کنده و شمع دیگری بر قبر اصلاحات در ایران افروخته است.
  به عنوان آخرین نکته بد نیست به این موجودات بی ارزش یادآوری شود که اعلاحضرت ما قلبی به وسعت اقیانوس ها دارند و در آن فردای روشنی که ایشان بر اریکه شهریاری ایران جلوس کنند، قطعن یکایک این موجودات مفلوک و حقیر را خواهند بخشید. تنها مطلبی که ایشان هرگز از آن نخواهند گذشت، خون شریف بیگناهانی است که به دست ناپاک ایادی رژیم(خواه اصلاح طلب و خواه اصول گرا) بر زمین ریخته شده است.
   شخص شاهنشاه آنقدر رحیم و پرعطوفت و در عین حال خوشبخت و مقتدر هستند که هرگز و هیچگاه نسبت به این حشرات بی ارزش، کینه یی به دل راه ندهند. اصلاح طلبان بی مقدار، با این رفتار های مذبوحانه و جملات نسنجیده شان، فقط و فقط خود را نزد ملت ایران، حقیرتر و خوارتر از پیش می سازند و اگر بنا باشد در فردای آزادی ایران، یک درصد شانس برای اعلام موجودیت سیاسی شان وجود داشته باشد همان یک درصد را هم ابطال می کنند و از میان می برند.
____________________________________________
نگاشته شده در تاریخ چهاردهم فروردین دو هزار و پانصد و هفتاد و یک شاهنشاهی